امروز صبح که از خواب بیدار شدم با مهمونمون(سروش)یکم صحبت کردم و بعدش رفتم بیمارستان تا lso اون مریض باشگاه انقلاب بردارم.

بعد برگشتن داداشم یه نیمرو لغایت سکسی واسمون زد و بچه‌ها اومدن که بریم باشگاه.

امروز با رضا تمرین سرشانه و پشت بازو خیلی خوبی داشتیم و واقعا از تمرین کردن با رضا لذت بردم که بعد اومدن از باشگاه با بچه‌ها رفتیم تا lso مریض‌رو بستیم و بعدش رفتیم سراغ رویا اینا تو خیابون فرشته و اینم بگم رضا و رویا قهر بودن که رضا برای اشتی همون اطراف خونه معین بعد قهوه خوردنمون رفت دوتا گل رز خرید.

بعد اینکه رفتیم پیش رویا و شقایق،شقایق با من و معین و وحید اومد و رضا و رویا باهم رفتن برای آشتی😶‍🌫️.

ما چهارتا رفتیم سمت خونه ممد ولی خوب قبل رفتن به خونشون رفتیم کوروش یه چرخی زدیم و بعد رفتیم خونه ممد.

تو خونه ممد یکم حرف زدیم و شام خوشمزه‌ای(کشک بادمجون و سالاد)که پخته بود عین گاو خوردیم وبعدش شروع به پانتومیم بازی کردن کردیم که به طرز بدی تیم 🐺 به تیم 🦅 باختن و واقعا فشاری شدم از این مسئله.

بعد بازی هم یکم حرف از خودکشی و اینجور چیزها زدیم و اومدیم سمت خونه خودمون.

خونه خودمون یکم با بچه‌ها تعامل داشتیم و الان ساعت ۳.۰۳دقیقه که پریسا دوستم تو اتاقم نشستم داره درسشو میخونه و من میخوام بخوابم.